تبلیغات
همه چیز از همه جا| دانلود کتاب،تاریخ،ترول و کلی چیزای دیگه - سفر نامه شاردن«بخش پایانی»

آمار

آمار مطالب
مطالب :

آمار بازدید
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید کل :
آخرین بروز رسانی :

تبلیغات

بک لینک

راستی اینست مصمم بودم روز بعد از تبریز حرکت کنم اما پیغام و اخطار قاطع میرزاطاهر مرا نگران کرد . اگر همان روز که تصمیم کرده بودم راه می افتادم ظاهرا" هفت هشت روز جلوتر بودم ، اما بسا ممکن بود که اصلا" به مقصد نرسم . از روی دیگر این اندیشه در ذهنم قوت گرفت که غرض وی از این پیغام این بوده که شانه خود را از زیر بار مسؤولیت مسافرت من خالی کند و در صورتی که بی اعتنا به نصیحتگری و رهنمایی وی تنها حرکت کنم خطرات احتمالی را به گردن من بیندازد . این تصورات تشویش انگیز مرا بر آن داشت که سفرم را مدتی دنبال بیندازم .

روز بیست و ششم میرزاطاهر وسیله کسی مرا آگاه کرد برادر رییس اتاق تجارت که مردی نجیب و شریف است دو سه روز دیگر به اصفهان می رود و اگر بخواهم و آماده باشم ، می توانم با او همسفر شوم . در این صورت مؤکدا" به وی سفارش خواهد کرد که در تمام طول راه با من به محبت و رأفت رفتار کند و از هیچ نوع مساعدت دریغ نورزد . من از لطف و مهربانی وی به نیکوترین بیان سپاسگزاری کردم ، و پیغام فرستادم از این که موجبات آشنایی مرا با چنین شخصیتی بزرگوار و در خور احترام فراهم می کند ، پیوسته شاکر احسان ایشان خواهم بود . از روی دیگر پس از این محبتهای گرانمایه از تصورات و توهمات ناستوده و دور از واقعیتی که درباره وی کرده بودم پشیمان و شرمسار گشتم .

روز بیست و هشتم همراه برادر ملک التجار از تبریز بیرون شدم . این شخصیت معروف و عالیقدر یکی از بزرگان روشناس شاهنشاه بود و ده خدمتگر و چهارده اسب همراه داشت . پس از این که سه فرسخ از راه همواری که از میان دامنه های سرسبز و خرم کوهستانها می گذشت عبور کردیم در شهرک باسمنج که دارای قریب ششصد خانه بود فرود آمدیم . از هر سوی این شهرک جویهای آب روان بود . پیرامونش را باغهای با صفا و خوش منظری فرا گرفته بود . درختان تبریزی و زیزفون بسیار داشت ، و مردم برای پوشاندن سقف اتاقهای خانه های خود از چوب آنها استفاده می کردند .

بقیه در ادامه مطلب 

روز بیست و نهم پنج فرسنگ پیمودیم . ابتدا از بالای تپه کوچکی گذشتیم ، سپس وارد دشت زیبا و سرسبز و حاصلخیزی شدیم که دیه ها و آبادیهای خرم و با صفا داشت ، و سرانجام در دیهی به نام آجی آقاچ بار افکندیم . این دشتها سرسبزترین مراتع و چراگاههای ماد است ، و به جرأت می توانم بگویم خرم ترین دشتهای جهان به شمار می آید . زیباترین ، اصیل ترین اسبهای استان در این شهرک تربیت می شوند . و قریب سه هزار در اطراف می چریدند. رسم بیشتر نواحی ایران چنین است که سی و پنج تا چهل روز از ماه آوریل تا آخر ژوئن اسبهای خود را برای چریدن در دشتها و دامنه های کوهها رها می کنند. در طی این مدت معده اسبها از فضولات تخلیه و شسته می شود ، و با نشاط و فربه و زورمند می گردند . در این مدت حتی چندین روز بعد ، از اسبها کار نمی کشند ، بلکه در اصطبل و چراگاه فقط چرا می کنند . باقی ایام تابستان را به آنها کاه و علف می دهند . به دیدن این چراگاههای گسترده دامن از برادر ملک التجار پرسیدم آیا در دیگر نواحی ماد چنین چراگاههای وسیع و سرسبز و پر گیاه وجود دارد ؟ گفت : آری . در اطراف دربند نیز چنین مراتع خرم و انبوه هست ، اما به قدر این دشت وسعت ندارد . بنابراین می توان قول مورخان گذشته را که در آثار خود آورده اند که سرزمین ماد جایگاه پرورش رمه های بسیار از اسبهای اصیل و نژاده است ، باور داشت . آنان نوشته اند که فرمانروایان ماد ایلخیهایی مرکب از پنجاه هزار اسب داشته اند . بنابراین باید محل نیس را که به داشتن اسبهای اصیل و با درفتار و آتش نعل شهره آفاق بود در سرزمین ماد جستجو کرد . اتین جغرافی دان معروف زمان باستان نوشته است که نیس در سرزمین ماد بوده است .

من برای برادر ملک التجار خصوصیات اسبهای نیسی را که مورخان قدیم در نوشته های خود آورده اند ، به تفصیل تمام شرح دادم و گفتم فارون مخصوصا" نوشته است که رنگ همه اسبهای نیسی زرد کم رنگ است و او در جوابم گفت که هرگز نه چنین چیزی خوانده و نه از کسی شنیده است . من نیز در این مورد در تمام طول مسافرتم از بسیار اشخاص دانا و صاحب خبر پرسیده ام ، اما چندان که تحقیق و پژوهش کردم از جایی که همه اسبان آن اصیل، و پوستشان زرد کمرنگ باشد اطلاع نیافتم .

روز سی ام شش فرسنگ راهی را که نسبتا" صاف و هموار بود ، و به صورت مار پیچ از میان تپه ها می گذشت پیمودیم . پس از دو ساعت راه پیمایی نزدیک ویرانه های شهر بزرگی رسیدیم که می گفتند شاه عباس بزرگ فرمان داده سراسر آن را به طور کامل ویران کنند . در طرف چپ راه سنگهای بزرگ و مدوری دیده می شد . ایرانیان می گفتند این سنگها باقیمانده آثار جنگهایی است که میان مادها و کائوس ها اتفاف افتاده است . قوم اخیر در جریان جنگ در این محل جلسه مشورتی تشکیل دادند ، و چون رسمشان این بود که هر فرمانده هنگام ورود در مجلس مشاوره سنگ مدور بزرگی با خود می آورد که روی آن بنشیند چندین سنگ کنار هم جمع شده است .

کاووسها افراد افسانه ای ایرانی می باشند که کاووس پادشاه ایران پسر قباد ، پسر خسرو که از جمله پادشاهان دومین سلسله سلاطین ایران است به همین نام خوانده شده است . سرگزشت این پادشاهان به سبب قدمت دوران زندگی آنان به صورت اسطوره و افسانه درآمده و هرودت در اثر خود حکایتی بدین مفهوم آورده است . سپاهیان ایران به منظور نبرد با سیتها به حرکت درآمدند و وقتی به تراس رسیدند داریوش فرمان داد که هر یک از افراد لشکری هنگام عبور از آن جا سنگ بزرگی به جا گذارند .

اما آنچه قابل توجه و شگفت انگیز می باشد اینست که این سنگها آن قدر بزرگ و حجیم است که نه تنها یک نفر نمی تواند یکی از آنها را جابجا کند ، بلکه هشت نفر نیز به دشواری و زحمت می توانند حرکت بدهند . چنین می نماید این صخره های عظیم را از کوهی واقع در شش فرسنگی آن جا به آن محل آورده اند .

در راه به سه کاروانسرا رسیدیم که بزرگ و در نهایت زیبایی و عظمت ساخته شده بود. و سرانجام در آبادی قرا چمن واقع در دامنه یک تپه فرود آمدیم . این آبادی به قدر باسمنج بزرگ پر جمعیت نبود اما هم چنداد خوش منظر و با صفا بود .

روز سی و یکم چهار فرسنگ راه پیمودیم . گذرگاهمان از دشتی در نهایت خرمی و سرسبزی و حاصلخیزی بود . در میان راه از نزدیک دیه بزرگی گذشتیم که پیرامون آن باغهای زیبا و بزرگ و خوش منظر بود ، و از هر سوی آن جویهای آب جریان داشت . این دیه با صفا ترکمن نامیده می شد ، و از این جهت بدین نام موسوم بود که در مزارع و مراتع آن گروه بسیاری از ترکمانان به چوپانی اشتغال داشتند .


کاری از همه چیز از همه جا


 


موضوع : عکس ، فیلـم,تاریخچه,
برچسب ها : ,


ادامه مطلب

نظرات این مطلب

این نظر توسط http://briannegascoigne.weebly.com/blog/for-leg-length-imbalances-chiropodists-prefer-shoe-lifts در تاریخ چهارشنبه 18 مرداد 1396 07:55 ق.ظ ارسال شده است
I'll right away grab your rss feed as I can't to find your e-mail
subscription link or e-newsletter service.
Do you've any? Please allow me understand so that I could subscribe.
Thanks.

این نظر توسط nannetteburtschi.hatenablog.com در تاریخ شنبه 14 مرداد 1396 03:28 ب.ظ ارسال شده است
Hi there, I wish for to subscribe for this blog to get most up-to-date updates, thus where
can i do it please help.

این نظر توسط How did the Achilles tendon get it's name? در تاریخ شنبه 24 تیر 1396 08:01 ب.ظ ارسال شده است
I relish, cause I found exactly what I used
to be looking for. You've ended my 4 day long hunt! God Bless you man. Have
a great day. Bye

این نظر توسط manicure در تاریخ دوشنبه 11 اردیبهشت 1396 05:25 ب.ظ ارسال شده است
This paragraph will help the internet viewers for
building up new website or even a blog from start to
end.


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر