تبلیغات
همه چیز از همه جا| دانلود کتاب،تاریخ،ترول و کلی چیزای دیگه - سفر نامه شاردن«بخش چهارم»

آمار

آمار مطالب
مطالب :

آمار بازدید
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید کل :
آخرین بروز رسانی :

تبلیغات

بک لینک

میرزا طاهرخان یکی از دانشمندان و مردان بلند مقام ایران ، پسر میرزا ابراهیم خان ناظر ایالت درباره وجه تسمیه شهر تبریز به نوعی دیگر اظهار نظر کرد . وی گفت : روزی که ساختن این شهر را آغاز نهاده اند هوا چنان خوب بوده که مردم معتقد شده اند هر کس در این شهر اقامت کند هرگز دچار تب نمی شود . بنابراین تصور آن را تبریز نام نهاده اند . همین شخصیت بلند نام گفت در خزانه سلطنتی اصفهان مسکوکاتی نگهداری می شود که نام زبیده خاتون همسر هارون الرشید بر آنها نقش است . این سکه ها در مرند کشف ، و به خزانه منتقل شده است . همچنین مقدار زیادی مسکوکات طلا و نقره از پادشاهان ماد به دست آمده ، وی در دنبال سخنان خود آورد که روی این سکه ها خطها و صورتهایی به زبان یونانی نقش شده ، و روی یکی نیز اسم دقیانوس ضرب شده ، و از من خواست درباره دقیانوس اطلاعاتی به او بدهم . در جوابش گفتم که درباره این شخص اطلاعات خاصی ندارم . شاید وی همان داریوش باشد .

شهر تبریز بارها دچار زلزله شده ، نخستین بار شصت و نه سال پس از بنای آن زلزله مهمی روی داد که تقریبا" بیشتر شهر ویران گردید . متوکل عباسی که در آن زمان خلیفه بود دستور داد آن را وسیع تر و بزرگ تر از آنچه بود بسازند . صد ونود سال پس از این حادثه روز چهاردهم صفر ، زلزله ای سخت تر از بار اول تبریز را لرزاند و قسمت اعظم شهر را ویران ساخت . جغرافی نویسان نوشته اند مدتها بعد یکی از اخترگران معروف به نام ابوطاهر که از مردم شیراز بود و در تبریز توطن اختیار کرده بود پیشگویی کرد در سال 235 هجری هنگامی که آفتاب وارد برج عقرب می شود زلزله مهیبی در تبریز به وقوع می پیوندد و سراسر شهر خراب می شود . مردم به پیشگوییش اعتنا نکردند . اخترگر برای این که خلق را از گزند زلزله برهاند پیش حاکم رفت و از وی خواهش کرد مردم را به بیرون شدن از شهر و رفتن به دشت و صحرا تشویق و وادار کند . او نیز در این کار بسیار کوشید ، اما چون بیشتر مردم به پیشگویی ستاره شناس اعتقاد تمام نداشتند ، همچنین می پنداشتند که اخترگر و حاکم به غرضی آنان را به ترک شهر ترغیب می کنند از خانه بیرون نشدند . اتفاق را در همان روز و همان ساعت که اخترگر پیش بینی کرده بود زلزله مهیبی روی داد ، شهر ویران گشت و چهل هزار نفر جان باختند . سال بعد خلیفه وقت به امیر دینورن پسر محمد رودان یاردی نایب السلطنه ایران فرمان داد که شهر را بزرگ تر از آنچه بود تجدید بنا کند ، و پیش از شروع از ابوطاهر منجم بپرسد که چه روزی برای آغاز نهادن بدین کار سعد است . وی فرمان خلیفه را به کار بست ، و ابوطاهر ماه عقرب را معین کرد ، و گفت اگر در این ماه باز سازی شهر شروع شود هرگز دچار بلای زلزله نمی شود ، اما باشد که از سیل آسیبهای سنگین بدان رسد . و تاریخ بیانگر صحت پیشگویی ابوطاهر شد .

بقیه در ادامه مطلب

از آن روزگاران روز به روز بر وسعت و عظمت تبریز افزوده شد . چنان که چهارصد سال پیش زمان پادشاهی غازان خان عرض آن از شمال به جنوب از کوه کوچک عین علی تا کوه مقابل آن به نام چوران داغ واقع در جنوب گسترش یافت ، و طولش از مشرق به مغرب از رود آجی تا آبادی بانینج در دو فرسنگی تبریز در گذشت ، و جمعیتش آن قدر زیاد بود که بر اثر شیوع بیماری طاعون در یک محله شهر بیش از چهل هزار تن جان باختند و محلات دیگر شهر از ظهور بیماری و مردن آن خلق آگاه نشدند.

در سال 696 هجری برابر 1490 میلادی پادشاهان صفوی که از اخلاف شیخ صفی بودند ، و ایران را زیر فرمان خود گرفته بودند مقر حکومت خویش را از اردبیل وطن خود به تبریز منتقل کردند . پادشاه صفوی که به سبب نزدیک بودن تبریز به کشور عثمانی از موقع شهر و تثبیت سلطنت خود مطمئن نبود ، از این جهت قزوین را به پایتختی برگزید . دو سال پس ازاین انتقال سلطان سلیم پادشاه عثمانی در سال 1514 میلادی بر تبریز مسلط شد . در آن بسیار نماند و پس از استقرار پادگان بزرگی به عثمانی بازگشت ، اما غنیمتهای بسیار برگرفت به علاوه قریب سه هزار تن از صنعتگران و هنرمندان شهر را که بیشتر آنان ارمنی بودند با خود به قسطنطیه برد و در آن جا مسکن داد .

مدتی کوتاه پس از بازگشتن سلیم به عثمانی ، مردم تبریز ناگاه به پا خاستند و با کمک عده ای از سپاهیان ایران بر پادگان ترکان تاختند .همه را از دم تیغ گذراندند و بر شهر مسلط شدند. سلطان سلیم به شنیدن این خبر خشمگین گشت و به بازگرفتن تبریز مصمم شد ، ولی عمرش وفا نکرد ، اما جانشینش شاه سلیمان کبیر ، ابراهیم پاشا سردارش را به گرفتن تبریز مأمور کرد . وی شهر را به تصرف خویش درآورد ، در آن قلعه نظامی مستحکمی ساخت ، صد و پنجاه توپ در نقاط حساس قلعه نصب و چهار هزار تن از رشیدترین سربازان خود را در قلعه مستقر کرد و به نگهبانی شهر گماشت ، اما هیچ یک از این تدابیر سودمند نیفتاد ، دلیر مردان تبریز پس از بازگشتن وی به کشورش بار دیگر ناگهان مردانه قیام کردند و شهر را به تصرف خویش درآوردند . ابراهیم پاشا پس از سپری شدن سه سال دگر بار مأمور گرفتن تبریز و گرفتن انتقام از مردمان آن شد . وی در سال 955 هجری مطابق 1584 میلادی به صورتی وحشیانه بر تبریز مسلط شد ، و سربازانش را در غارت کردن شهری بدان آبادی آزاد گذاشت . آنان با آتش و آهن چندان که می توانستند خرابیها به بار آوردند ، تاراجها و شکنجه ها کردند و فجایع بیشمار به بار آوردند ، و در آخر قصر شاه تهماسب و همه ساختمانها و عمارات بزرگ را ویران ساختند ، اما مردم دلیر تبریز دگر بار هم ، قد مردانگی برافراشتند ، و در اوائل پادشاهی سلطان مراد عثمانی ، به کمک معدودی از سپاهیان ایران ده هزار تن افراد پادگان عثمانی را که مأمور حفاظت شهر بودند از پا درآوردند ، و بر شهر مسلط شدند . مراد از شجاعت و دلیری و مردانگی مردمان تبریز سخت در وحشت افتاد ، و سپاهی سنگین به سرکردگی عثمان پاشا صدراعظمش به تسخیر تبریز فرستاد . وی در سال 994 هجری شهر مرد پرور تبریز را گرفت و به ترمیم و تعمیر قلاع و استحکاماتی که قبلا" عثمانیها ساخته بودند ، و بر اثر حمله جنگجویان تبریز آسیب دیده بود ، پرداخت .

هیجده سال پس از یورش سپاهیان عثمانی به سال 1603 میلادی شاه عباس با سپاهی اندک با مهارت و تدبیری در آخور آفرین و تحسین تبریز را از چنگ عثمانیها بیرون آورد . او افراد رشید سپاه خود را به چندین دسته تقسیم کرد . افراد این دسته ها ترکهایی را که معابر بیرون شهر را نگهبانی می کردند چنان به سرعت دستگیر کردند و کشتند که پادگان ترکها خبر نشد . آن گاه فرمانده سپاه ایران یک دسته از سربازان خود را در لباس بازرگانان به تبریز فرستاد . در آن زمان رسم بر این بود که کاروانهای عظیم پیشاپیش حرکت خود دسته ای را برای تدارک مقدمات ورود خود به شهر می فرستادند . ترکان بدین گمان که نگهبانانشان درباره هویت اینان تحقیق کافی کرده اند ، مانع ورودشان نشدند . شاه عباس همین که یقین کرد دسته پانصد نفری وی وارد شهر شده اند با شش هزار تن سپاهی خود به پادگان دشمن حمله برد . دو تن از سردارانش نیز با گروهی لشکر از دو جانب به حمله پرداختند . نظامیان ترک که خود را از همه سو در محاصره دیدند به شرط این که کشته نشوند ، تسلیم شدند . 

موضوع : تاریخچه,
برچسب ها : ,


ادامه مطلب

نظرات این مطلب

این نظر توسط vonfeldt110.blog.fc2.com در تاریخ چهارشنبه 18 مرداد 1396 09:32 ق.ظ ارسال شده است
I do not even know how I ended up here, but I thought this post was great.
I do not know who you are but certainly you're going
to a famous blogger if you aren't already ;
) Cheers!

این نظر توسط How do you treat Achilles tendonitis? در تاریخ جمعه 30 تیر 1396 03:49 ق.ظ ارسال شده است
I really like what you guys are usually up too.
This sort of clever work and exposure! Keep up
the superb works guys I've included you guys to our blogroll.

این نظر توسط manicure در تاریخ دوشنبه 11 اردیبهشت 1396 06:24 ب.ظ ارسال شده است
Hello, after reading this amazing paragraph i am as well glad to share my familiarity here with mates.

این نظر توسط BHW در تاریخ پنجشنبه 31 فروردین 1396 12:08 ق.ظ ارسال شده است
Oh my goodness! Awesome article dude! Many thanks, However I
am going through problems with your RSS. I don't know why I am unable to subscribe to it.
Is there anybody getting identical RSS issues?
Anyone who knows the solution can you kindly respond?
Thanks!!

این نظر توسط مرکز دانلود رایگان در تاریخ یکشنبه 19 آبان 1392 06:16 ب.ظ ارسال شده است
سلام این مطالب وبلاگت رو خودت مینویسی؟ خوشحال میشم باهات تبادل لینک داشته باشم . این میتونه آغاز یه همکاری جدید باشه

www.usb4.ir


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر